سلااااام خدمت همه دوستای گلم.ابتدا یه توضیح راجع به پست محذوف وصیت بدم.راستش من این روزا اصلا برای نوشتن تمرکز ندارم.(به اصطلاح ایام امتحاناته دیگه)چنذ روز پیش خواستم چیزی بنویسم گفتم برم یه گشتی تو وب  بزنم.چون واقعا نمیتونستم از خودم چیزی بنویسم.که یهو اون جمله رو پیدا کردم.دیدم جمله بدی نیست.حالا میارمش تا ببینم بعد چی میشه...چشمتون روز بد نبینه.من فردا رفتم بیرون دیدم همه زیر چشمی و گوشه چشمی و بالا چشمی و...نیگام میکنن.گفتم خدایا چی شده؟یکدفعه دیدم یکی گفت:پویان تو هم؟اون یکی گفت:ای شیطون...راستشو بگو.من همینجوری مونده بودم.یه نفر دیگه گفت:پویان تو که بچه خوبی بودی؟!!!!یواش یواش فهمیدم قضیه از کجا آب میخوره.تصمیم گرفتم تا کار بیخ پیدا نکرده پستو حذف کنم.اما به خدا تا الان وقت نکردم....خلاصه فلسفه وجودی اون پست همونی بود که اول گفتم.وگرنه من و این حرفا؟!آخه اصلا بهم میاد؟!!!

خوب برسیم به این پست که در شرایط تنگی وقت داره نوشته میشه.انواع و اقسام کتابا و جزوه ها دور و برمه.و موندم کی میخواد اینا رو بخونه.گرچه بین ترم تا جایی که تونستم خوندم اما بازم  سخته...بیو شیمی که نگو دلم خونه.یکی از استادامون گفته امتحانی که میخواد بگیره وحشتناکه...باید دل و روده هارپرو بریزیم بیرون.آخه به خدا آدم نگاه هارپر میکنه وحشت میکنه چه برسه به دل و رودش!!!!!بافت هم با اینکه خیلی دوست دارم اما حجمش خیلی زیاده...خط به خط جان کوییرا رو باید حفظ باشیم!!!!!آناتومی این ترم اندام داریم.درسی که واقعا از هر لحاظ نرماله همینه.میمونه درسای دیگه که اگر بخوام شرحشونو بنویسم واقعا زیاد میشه . اصلا وقتشو ندارم.در ضمن بعید میدونم دیگه بتونم تا 15 بهمن آپ کنم.پس تا اون موقع خداحافظ!دعام کنید.مرسی!!!

 

نوشته شده در جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ توسط پویان نظرات ()