نتونستم که نیام.نتونستم که ننویسم.با این که وسط امتحاناست.نتونستم که نگم از گرما و عشق و از سرما و نفرت.از ریز گرد و نفس و ازباران و هوس.از رفتن و گذشتن و از موندن و کشیدن.از روز و درس خوندن و از شب و بیدار موندن.از امتحان و نمره و از دانشگاه و خاطره.از گفتن و وصال وازنگفتن و انتظار.از پچ پچ و شایعه واز رسایی و واقعیت.از دیدن و رنج بردن و از ندیدن و بی خبر بودن.از کلک و بازی و از حقه و طنازی.از...

نتونستم که نیام.نتونستم که ننویسم.با این که وسط امتحاناست.نتونستم که نگم ازآب و گواراییش،از شراب و مستیش،از سراب و دروغش،از شو خی و خنده اش،از زخم و گریه اش،از حسرت و بغضش،از رویا وآرامشش،از دعا و نیایشش،از...

نتونستم که نیام.نتونستم که ننویسم.با این که وسط امتحاناست.نتونستم که نگم مادر است و بهشت و وجود و محبت و زندگی و عشق و شور و آرامش.پدر است و صلابت و فصاحت و رفاقت و شفاقت.شریعتی است و سالروز و کلمه و سخن و علی و فاطمه و حج و دین و شریعت و سیاست.کنکور است و اضطراب و سرنوشت و خنده و گریه و هیچ!تابستان است و گرما و هندوانه و کولر و امتحان.جام جهانی است و فوتبال و ایتالیا و احتیاط و دفاع و کلاهتو بچسب که باد نبره! 

نتونستم که نیام.نتونستم که ننویسم.با این که وسط امتحاناست.نتونستم که نگم از...

پ ن١:این روزا  آدما بقیه رو هیچی حساب نمیکنن.خدا به خیر کنه!

پ ن٢:نشد که بشه.حیف!

پ ن٣:دل های پاک خطا نمیکنند.سادگی میکنند.و امروز سادگی پاکترین خطای زندگیست!

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط پویان نظرات ()