شبای قدر هم رفتن و یه سوال برای من بی جواب باقی موند.برای چی گریه میکنیم؟ برای چی اخم میندازیم تو صورتمون؟چرا ناله و عزاداری میکنیم؟چرا هرچیزی که به خدا و معنویت مربوط میشه رو مساوی با اشک و آه قرار میدیم؟مگه نمیگید که درای آسمون باز میشه؟مگه نمیگید که انسان به اون بالا مالاها نزدیک تر میشه؟مگه نمیگید که اون بالا همه چی خوبه،همه چی قشنگه ،چه میدونم آرامش هست و عشقو این جور چیزا؟اونوقت اینجوری استقبال میکنید؟عوض خوشحالی و خنده دارید گریه میکنید؟آخه مگه نمیگید فرشته ها میان پایین؟خوب!اینجوری خوش آمد میگید بهشون؟شما براتون مهمون بیاد این شکلی برید جلوش پشیمون نمیشه از اومدنش؟اونوقت میگید چرا دعاهامون برآورده نمیشه؟

خدایا من ازت نمیخوام که گناهامو ببخشی.ازت نمیخوام که ببریم بهشت.ازت نمیخوام که عذابم نکنی و از این جور چیزا.من کی باشم که بخوام برات تعیین تکلیف کنم.فقط ازت میخوام حالا که مرام گذاشتی و اجازه دادی یه چند سالی زندگی کنیم بذار حالشو ببریم.بذار عاشق زندگی باشیم.یه کاری کن این دنیا برامون صفا سیتی باشه.نذار خنده از لبامون پاک شه.نذار جای خوشی چیز دیگه ای توی زندگیمون باشه.خدایا قشنگترینا رو تو زندگی بهمون بده.بذار عاشق بشیم و عاشق بمونیم.بذار زندگی رو با تموم وجود حس کنیم.بذار نفس کشیدنو لمس کنیم.بذار لحظه لحظه زندگیمونو با ولع بچشیم.نذار که این بزرگترین نعمتتو هدر بدیم.چون من میدونم لذت بردن از زندگی یعنی نماز.عشق و حال یعنی روزه.شادی و خنده یعنی عبادت.قدر دونستن زندگی یعنی شب قدر.اون موقع دیگه سه شب تو سال شب قدر نداریم.اون موقع همه ی شبا و روزامون شب قدره.اینا یعنی شکر نعمتات.ومیدونم تو از ما هیچی نمیخوای غیراز این که شکرتو به جا بیاریم.تشکر کردن هم به حرف نیست که.به قول معروف "ز عمل کار برآید".وقتی داریم از زندگیمون نهایت لذت و استفاده رو میبریم، این یعنی تشکر.این یعنی دمت گرم!

پ ن ١:قالبو عوض کردم.گفتم شاید اشکال از قالبمه که رنگ فونتم عوض میشه.

پ ن٢:از همه ی دوستان عزیزم که شاگردنوازی کرده بودن و روز پزشک رو تبریک گفته بودن ممنونم.نتونستم که تک تک تشکر کنم.ببخشید.

نوشته شده در جمعه ۱٢ شهریور ۱۳۸٩ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ توسط پویان نظرات ()