دو ماه و اندی سکوت...

برگشتم.بعد از دو ماه و اندی.دو ماه سخت و طاقت فرسا.دو ماه طولانی.دو ماه پر از فراز و نشیب.دو ماه پر از تغییر.به جرئت میتونم بگم تو هر روزش یک جریان تازه ویک دلمشغولی تازه به وجود میومد.اونقدر ذهنم و فکرم آشفته بود که فرصت رسیدن به هیچ کاری رو نداشتم.اونقدر قدرت تمرکزم تو این برهه بالا نبود که بتونم چند کارو باهم پیش ببرم.جدا از اینها احتیاج به یک آف طولانی داشتم که بتونم بهتر و بیشتر فکر کنم.هر چند که گفتم اونقدر فرصتش پیش نیومد.بگذریم...

اولین چیزی که تو این دوماه چشمک میزد امتحانای سخت و پشت سرهم بود.اصلا میتونم بگم امتحانای ترم ما از دی شروع نشد.بلکه از اوایل آذر شروع شد.از ده نمره تغذیه گرفته تا فیزیولوژی قلب و نورو آناتومی.که هر چقدر هم میخوندیون باز کم میاوردی.اینو از اینجا میشه فهمید که وقتی به یه روز قبل از امتحان میرسیدیم امتحان یک هفته عقب میفتاد تا بلکه بشه به یه جایی رسوندش.اینجوری بود که عملا فرصت هرگونه استراحت ازمون گرفته شد و با خستگی و فرسودگی هرچه تمام تر وارد امتحانای ترم شدیم.نکات جالب توجه دیگه ای هم بودنم ثل آماری بودن امتحان تغذیه!که نمیدونم درصد افراد دیابتی تو کل دنیا یا تعداد افرادی که فلان بیماری رو در فلان سال در فلان منطقه جهان داشتن چقدر بوده چه دخلی به تغذیه داره.یا مثل سنگین و حجیم بودن غیرعادی نوروآناتومی که بعید میدونم بیشتر از ٣٠-٢٠ درصدش به دردمون بخوره از جمله ی اوناست.یادمه روز امتحان نورو نمونه سوالی که دستم بود رو میخواستم مرور کنم دیدم هیچی یادم نیست.داشت دیگه گریه ام میگرفت.واقعا هنوزم برام علامت سواله که دقیقا هدف از خوندن این همه جزییات به درد نخور چیه؟واقعا هیچ جور دیگه ای نمیشه به دانشجوها سخت گرفت؟هیچ راه دیگه ای نیست که دانشجوها بفهمن دارن پزشکی میخونن؟به خدا دانشجوهای پزشکی خود به خود زود پیر میشن،لازم نیست جلوترش بندازین!

قطبی هم رفت.بهتر که رفت.جای اون اینجا نبود.خوب شد که ایران نتیجه نگرفت وگرنه همه ی موفقیتارو آقایون به اسم خودشون میزدن و کسی تره هم برای امپراتور خرد نمیکرد.قطبی و امثال او باید برن که ما لیاقت این افراد رو نداریم.نمیتونیم و نمیخواهیم بپذیریم که یک نفر با یک سطح سواد و کلاس و شخصیت اجتماعی و حرفه ای میتونه بین ما باشه.به جای اینکه خودمونو درست کنیم میایم و اون فردو تحقیر میکنیم.به جای اینکه خودمونو بکشونیم بالا میایم اونو میکشیم پایین.چرا؟چون نمیتونیم بهش برسیم.چون دست خودمون نیست.چون عادت کردیم.ما با همون زیرآبی و روآبی و پول و امانتی و پسرخاله و سبیل و من بمیرم توبمیری ولمپن بازی و چارتا لیچار گفتن و شاخ  شونه و آره و اینا راحت تریم.تو و امثال تو رو چه به این حرفا!"خوب صحبت کردن یعنی چی؟درست برخورد کردن چه معنایی داره؟احترام واسه چی؟هر  کی میخواد باشه بهم بگه بالای چشمت ابروهه خردش میکنم.چی؟اطلاعات؟سواد؟برو بابا دلت خوشه!خودم درسش میکنم.با بچه ها هماهنگ کردم.ردیفه.بد جوری داره دور ورمیداره ها.حالیش میکنم....."برو قطبی.برو!برو و بگذار که از دور به تو افتخار کنیم.برو که تو نمیتونی آلوده بشی.برو که جواب همه ی بی حرمتی های به تو فقط و فقط سکوت است وبس.تاریخ در مورد تو قضاوت خواهد کرد.برو که افراد کوچیک اونایی اند که نمیتونن خودشونو با تو وفق بدن.نمیتونن مثل تو باشن.تو و امثال تو افراد بزرگی اند و سعی کردن اطرافیانشون رو هم بزرگ کنند.اما بقیه نتونستن.برو!

علوم پایه هم داره نفسای آخرشو میکشه.اینو تعداد واحدامون میگن که کمتر از سی تا مونده.البته هنوز غولی مثل باکتری هست ولی چون واحدامون دیگه اونقدر نیست،بعید میدونم اذیت کنه.بی صبرانه منتظر فیزیوپاتولوژی و کورس قلبم!قلبو خیلی دوست دارم.زندگی ساز،فعال،شاداب،بی ریا،خوش صدا،الهام بخش،باوفا،...یه خرده از بحث دور شدم!!!

این روزا به محبت و خنده رویی و بشاش بودن و انرژی دادن میگن چاپلوسی!قصوری نیست.این چیزا خیلی کم پیدا میشه.خیلیلا  اصلا نمیدونن چی هست.خیلیا تا حالا باهاش برخورد نداشتن.اونایی هم که باهاش برخورد داشتن خیری ازش ندیدن.چه میشه کرد.الانه دیگه!اگه قیافت مثل برج زهرمار باشه و زبونت از نیش عقرب تیزتر و از عالم و آدم طلبکار اونموقع میشی آدم خوبه!!!!

اوکی.خوشحالم که دوباره اومدم اینجا و نوشتم.دلم تنگ شده بود.شاید بعد از دو ماه سکوت باید مطالب بیشتری مینوشتم ولی خوب چه میشه کرد.نمیشه همه چیزو و وبلاگ گفت.نوشته های کاغذی دیگه ای دارم که اگر بشه سعی میکنم بلاگی اش کنم.فعلا!

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

سلام پویان جان غیبتت طولانی شده بود و دلتنگ و نگران بعد از فوت مادر بزرگت دیگه نیومدی رو نت امیدوارم همیشه سر زنده باشی و خوب جام ملتها رو هم از دست دادیم امتحانها تموم شد با موفقیت؟ همیشه سر زنده باشی و شاد

سارا

سلام هورا بالاخره پیدات شد...[هورا]میگی امتحانا سخت بودن ...اخی یاده خودمو دوستام میفتم ک امتحان سختمون فیزیک بود! موقع امتحنا همیشه دست به دعا می شدیم که خدایا خانم نیاد!بلکه امتحان نگیره[نیشخند] راستش در مورد قطبی هم نظری نیس چون فوتبال نگا نمیکنم...اما من چیزه دیگه رو فک میکردم![تعجب]...یعنی نمیدونستم ک قطبی خوب بود و رفت.[تعجب]..واسه تنویر افکار عمومی اون قسمت اپت کارساز بود موفق باشی

نهال کوچولو

سلام اقا پویان....خیلی کم پیدا شدی بابا یه سری به مام بزن منم بعد از مدت ها اپ شدم[لبخند]

dR vAhId

سلام . حالت خوبه؟ منم دانشجوی ترم دو پزشکیم. خوشحال میشم با هم تبادل لینک کنیم. یا علی خداحافظ[نیشخند]

فرنوش

[لبخند][گل]

negin

emtahana bara hame sakh gozash[گریه]

x

[متفکر]

avin

سلام دوست عزیز.بیشتر آپ شو

negin

.........apam,,,,,,,,,

مهنا

دلم واسه پستات تنگ شده میشه زود به زود پست بذاری اخه من نوشته هاتو دوس دارم . در ضمن مگه تو فوتبالم نگاه میکنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر میکردم تو فقط بلدی درس میخونی و از اون ادمایی هستی که تو خوابم درس میخونی !!!!!!راستی اگه میخوای قلب بخونی یه رقیب سرسخت یا بهتر بگم یه همکار از بچه های پزشکی ورودی خودمون تو یزد داری حتما به وبلاگشون یه سری بزن.در ضمن