هیچ!

بالاخره نوشتم.از چند روز پیش که امتحان اسکال داشتیم تا الان دست و دلم نمی رفت به آپ کردن.راستش از فرط خوشحالی که از دست اسکال خلاص شدم هر کاری دوست داشتم میکردم غیر از نوشتن و خوندن!هر کی باشه الان میگه انگار امتحان رزیدنتی داده.چیکار کنم خوب؟خیلی سخت بود.کلا این دو سه هفته وحشتناک بود.هنوز یه ماه نشده پشت سر هم امتحان.از فیزیو گرفته تا نورو و اسکال.خصوصا این آخریه که خیلی اذیتم کرد.عملا هر چی میخوندی یادت میرفت.که فلان استخون با چی مفصل میشه و از بهمان سوراخ چی رد میشه.تمومی هم که نداشت ماشاالله.با اینکه امتحانممم خوب دادم الان یه دونشم یادم نیست.به این میگن دانشجوی متعهد.اینه که کلا سرم شلوغ بود.پست قبلیمو نگاه کنید.چقدر غلط غولوط! داره.همش عجله ای بود.خوب خدار و شکر گذشت تاببینیم دوباره وسطای آذر میفتیم دست انداز یا نه.اونجوریا هم که بوش میاد مثل اینکه قراره دوباره عید تا عیدو تعطیل کنیم.این اختراع بی نظیر مال دوره ماست و البته فقط تو دوره خودمون هم اجرا میشه.یادش بخیر پارسال چقدر سال بالاییا کف کرده بودن از این کار ما.

عرض کنم که نمیدونم چرا تازگیا اینقدر وقت کم میاد.دیگه ٢۴ ساعت هم جواب نمیده.آدم صبح که از خواب پا میشه هزار تا برنامه میریزه برای روزش ولی شب که میخوابه اگه یه دونشو انجام داده باشه هنر کرده.چند روز پیش یکی از دوستای ترم بالایی گفت فلان فیلمو دیدی؟گفتم نه.هنوز وقت نکردم.گفت الان وقت نکنی کی میخوای وقت کنی.دیدم راست میگه ولی خوب منم دروغ نمیگفتم.گذر زمان تند شده یا من غرق روزمرگی شدم؟سرعت عقربه ها تند شده یا سرعت کندی من؟شب و روز سریع میگذره یا منم که خوابم؟بخوام یه ذره ادا در بیارم میگم:جوونی هم رفت وهیچی.

یه سوال.اصلا این شب خوابیدن و صبح پاشدن و دویدن وبلعیدن و رفتن و اومدن یعنی چی؟که چی رو بدست بیاریم؟که کجا رو فتح کنیم؟به کدوم مقصد برسیم در حالیکه هنوزم که هنوزه مبدامونو نمیدونیم؟جز اینکه هر چی بیشتر بدوییم بیشتر غرق میشیم؟بیشتر از خودمون فاصله میگیریم؟دیگرانو از خودمون دور میکنیم؟جز اینکه آسونتر که نمیشه هیچ سخت تر هم میشه؟نمیدونم که این بالا وپایینا کی هموار میشه؟این آمدو شدا کی به سکون میرسه؟نمیدونم کی میخوایم به هدفمون برسیم؟هدفی که هرچه بیشتر میدوییم دور تر میبینیمش.هدفی که که هر چی بیشتر دستمونو دراز میکنیم دور دست تر به نظر میاد.هدفی که اصلا نمیدونیم چیه.برای بدست آوردن هیچی داریم کارایی میکنیم که حتی فکر کردن بهش هم عذاب آوره.تو زندگیمون موفقیتایی بودن که هرکدومشون یه روز بزرگترین هدفمون بودن.به پشت سر که نگاه میکنیم میگیم نه بابا اونا که چیزی نیست.هرکسی میتونه اونا رو بدست بیاره.من اون هدف بزرگه رو میخوام.باید به اون برسم.حالا اون هدف بزرگه چیه و چه جوری باید بهش رسید،خدا میدونه.این یه واقعیته.تا حالا کی شده که یه روز فکر کنیم امروز همون فرداییه که منتظرش بودیم.کی شده به پله ی زیرمون نگاه کنیم و مزه مزه کنیم رسیدن به جاییو که مدتها پیش آرزوشو داشتیم.کی شده برگردیم عقب و برای پیروزی های قبلیمون جشن بگیریم؟چرا وقتی به هدفمون میرسیم به جای اینکه احساس شادی بکنیم خلا تو وجودمون رخنه کنه؟نشده که بعدش بگیم این بود که خودمو زدم کشتم واسش؟این بود اون همه زحمت و رنجی که میکشیدم؟...خوب لااقل اینا بشه تجربه.اهدافی که میدونستیم چین و کجان وراهش چیه آخر و عاقبتش میشه افسوس برای استرس ها و خستگی های بیش از حد.پس لاقل برای چیزی که اصلا نمیدونیم چیه،برای مقصدی که نمیدونیم کجاست،برای قله ای که نمیدونیم چه جوری باید فتحش کرد،برای سرمنزلی که آدرسشو هم نمیدونیم لازم نیست هرکاری از دستمون میاد بکنیم و خیلی چیزهای دیگرو زیر پا بذاریم.لازم نیست اینقدر فکرمونو مشغول بکنیم که دیگه فرصت فکر کردن نداشته باشیم.لازم نیست برای زندگی کردن،زندگی رو از دست بدیم یابرای سریعتر رسیدن، زمان رو ازدست بدیم یا برای موفق شدن،موفقیت رو از دست بدیم.به خودمون بیایم.تا دیر نشده!

پ ن١:برنامه های زیادی واسه این روزا داشتم.مدتها قبل بهش فکر میکردم که همه چیز درست انجام بشه.افسوس!

پ ن٢:ممنونم بابت محبتتون.مرسی از اینکه یک سالگی وبلاگمو تبریک گفتین.و عذر خواهی از دیر تایید شدن نظرات.

این روزا لحظه های تنهاییمو طنین دلنشین این آهنگ پر میکنه:

من خالی‌ از عاطفه و خشم
خالی‌ از خویشی غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن ،
 عشق  آخرین  همسفر من مثل تو منو رها کرد حالا دستام  موندن و تنهایی‌ من
ای دریغ از من که بیخود مثل تو گمشدم , گمشدم تو ظلمت تن
‌ای دریغ از تو که مثل عکس عشق هنوزم داد میزنی‌ تو آینه من
اه  گریمون  هیج ، خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ
 تنها آغوش تو موند غیر از اون هیچ
  ای, ‌ای مثله من تک و تنها دستمو بگیر که عمر رفت همه چی‌ تویی زمین و آسمون هیچ
ای دریغ از من که بیخود مثل تو گمشدم
گمشدم تو ظلمت تن
ای دریغ از تو که مثل عکس عشق هنوزم داد میزنی‌ تو آینه من
آه گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ
بی‌ تو می‌میرم همه ی  بود و نبود بیا پر کن ‌من رو ای خورشید دل سرد
 بی‌ تو می‌میرم مثل قلب چراغ،
 نور تو بودی کی‌ منو از تو جدا کرد

/ 13 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جوجو دکتر

آخی اسکال داشتی من سرو گردن تئوری رو 19 شدم عملی رو 18 ![زبان] البته هنوز خیلی چیز ها رو هم یادمه[خجالت] بیا اپم عکس عروسیمو ببین

سارا

سلام خوبی؟ این روزا خیلی با کمبود وقت مواجهه میشم کاش تعداد ساعات بیشتر بود[نیشخند] البته یه جمله معلممون اخر یکی از امتحانامون نوشت که بسی جای تعمق داره!: هیچ گاه نگو وقت نداری تو دقیقا همون تعداد ساعات در روز وقت داری که انیشتین سقراط بفراط ارشمیدس ماری کوری و دیگرا بزرگان جهان داشتند.!

محسن

سلام پویان جان خسته نباشی امیدوارم همیشه موفق باشی این دلمشغولی خوندن رو خیلی دوست دارم کاش بشه دوباره تجربه کنم البته نه خدمت رو بیشتر دوست دارم

شیرین

سلام من شیرین هستم دانشجوس سال دوم بزشکی البته دانشجوی تبریز راستش خیلی دلم میخاست منم یه وبلاگ داشتم اما میگم وقت تلف کردنه اما از وقتی با وبلاگ شما و چند تا از دوستای گل دانشجو هم رشته ای خودم اشنا شدم منم بخودم قول دادم یه وب بزنم تا توش خاطرات و روزمرگی ها و ......... رو بنویسم من از اولش عاشق بزشکی بودم اما الان یه جورایی ازش زده شدم چون حداقل رویای تو ذهنم با الان خیلی تفاوت داره نمیدونم تغییر رشته بدم یا نه چون برام فرقی نمیکنه که دکتر شم یا نه دور و ورم مادر بدر خواهر و.... همه بزشکن برای منم فرقی نمیکنه الانم چند وقتیه که وب شما و چند تا از دوستانو میخونم باید بهتون تبریک بگم وب عال و قشنگی دارین میشه برای ساختن وب به من راهنمایی کنین منظر جوابتون هستم .راستی شما دانشجوی کدوم دانشکده هستین؟ البته اگه دوست دارین جواب بدین ممنون...

محمدرضا و ندا

بدو بیادوست من__________$$_________$$$ _____________________$$$$_______$$$___$$$$$ ____________________$$$$$$_____$$$___$$$$$$$ ___________________$$$_$$$$___$$$__$$$$____$ ___________________$____$$$$_$$$$_$$$ _______________________$$$$$$$$$$$$$$ _____________ ______$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ __________________$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$ ____________@ __$$____$$$$_$$$_$$$__$$$$$ _________€€€€€€€€$____$$$$___$$__$$$$___$$$ ______€€€€€€€€€€€€€€__$$$_____$$___$$$____$$ ____€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$$_____$$$___$$$____$ ___€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$$_____$$____$$$ __€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€_$_____$$$____$$ _€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€____ __$$$____$ €€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€€______$$$ $$$___$$$___$$$___$$$___$$$_____$$$ _°_____°______°_____°_____°_____ _$$$ _____________€__________________$$$ _____________€__________________$$$ _____________€ ________________$$$$ _____________€._______________$$$$$ ____آپم ______€.._بیا منتظرتم_ $$$$$$$$ لینکتم کردیم

فرنوش

[متفکر][گل]

12

آره درسا خیلی سختن[ناراحت] آهنگ ات خیلی قشنگه! یه سوال:تا حالا عاشق شدی؟؟؟

شیرین

راستی فکر کنم بابت این سوال بی موردم ناراحت شدی ببخشید قول میدم دیگه از این سوال های شخصی نکنم هر وقت وبمو زدم خوشحال میشم بیای به وبم حتما میام بهت میگم [گل]

dr.linda

یه اسمون گلهای یاس و میخک,یه دریا عشق و اشتیاق و پولک,یه قلب بیقرار و کوچک,میخواد بگه جلوجلو روز دانشجو مبارک![گل](دلم نیومد تو پست مربوط به فوت مادربزرگت پیام "تبریک"روز دانشجو رو بنویسم.پست جدیدم نذاشته بودی.این شد که اومدم تو پست قبلیت نوشتم)